غلط زدن جوجو
هورا پسری بالاخره بعد از این همه تمرین تونست غلط بزنه آفرین به پسر قشنگ من
پریروز که از سرکارم برگشتم هنوز لباسامو در نیاورده بودم دیدم داری غلط میزنی سریع با گوشیم ازت فیلم گرفتم و یه عکس تونستم بگیرم ولی عزیزم یه دستت زیرت میمونه و نمیتونی دستتو درآری واسه همین بعد از کلی زور زدن شروع میکنی به نالیدن منم دلم میسوزه دستتو در میارم فدات بشم پسر زرنگم مدتیه موهامونو میکشی مخصوصا موهای بابایی رو خیلی میکشی گاهی که خوابم تو خواب موهامو میکشی کلی مو از تو دستت در میارم اشیائ رو با دست میگیری و باهاشون بازی میکنی مخصوصا اگه چیزی رنگش قرمز باشه
از دیروز صبح چشمت عفونت کرده نمیدونم برا چیه امروز عصری میبرمت دکتر خدا کنه چیزی مهم نباشه
مامان بزرگت میگه سردی بهت خورده اینجوری شدی راستی این مطلبو یادم رفته بود هفته پیش پنج شنبه که خونه مامانم بودیم زور میزدی بری بغل مامانم مامانم کلی برات ذوق کرد و بغلت گرفت حالا من میخواستم بغلت کنم بازیت گرفته بود و نگام میکردی روتو برمیگردوندی ازم قربون شیطونیات بشم این همه میفهمی
یه خبر خوب اینکه قراره یه دختر خاله و یه پسر خاله دیگه هم به پسرخاله هات و دختر خالت اضافه بشه خاله لیلی دوقلو بارداره یکیشون دختره و یکی پسر
حالام بریم سر وقت عکسای قشنگت
غلط زدن جوجو


جوجوی من در خواب ناز


امیر مهدی رو تراس خونه خودمون من بهش میگم بام ایلام
که البته فقط به شکل سایه افتاده بود و من با فتوشاپ این شکلیش کردم این عکس اصلی

اینم یه عکس از نمای شهر از تاس خونمون ( همون بام ایلام)

بازم امیر مهدی رو تراس و هوای خیلی عالی


عکس همینجوری بابایی و امیر مهدی

پسری که به زور بالش و متکا تونستم بنشونمش





غلط زدن جوجو 






